close
تبلیغات در اینترنت
اس ام اس های غمگین
دنبال کردن مطالب از طریق فید RSS دنبال کردن مطالب از طریق تویتر

اطلاعات کاربری


عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آرشیو

خبرنامه

براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


جستجو


اس ام اس های غمگین

انگشت نمای مردم شهر شده ام …
شیرین ندیده اند که تیشه به دست بگیرد و به سمت بیستون برود !

دیگر احتیاط لازم نیست ؛ شکستنی ها شکست …

دلم می گیرد وقتی می بینم او هست … من هم هستم … اما “قسمت” نیست !

نمیدانم “فرهاد” ازچه می نالید ؟ او که تمام زندگی اش “شیرین” بود !؟

می گویند لیاقت نداشت، نمی دانند که تو فقط دوستم نداشتی… همین !

ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﻳﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻝ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ !
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ !

درد یعنی : مدتی هست که نیست …

این روزها پر طرفدارترین بازی در بین آدمها ، بازی با “احساسات” است !!!

من احساس کرده ام رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد اما سکه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند …

پاییز فصل رسیدن انارهای سرخ است و انار چه دل خونی دارد از رسیدن …

به حساب خیالبافی ام نگذار …
اما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها !
فقط خواستم بدانی که می شود دل خوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما …

میان آن همه الف و ب و مشق دبستان … آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود …

این روزها چه قدر دلم هوای آن روزها را کرده …

بارالها …
“زخم”ها ، “رحم” میخواهند …
فقط این دو نقطه را بردار …


دوس دارم یه اطلاعیه پشتم بچسبونم و روش بنویسم :
“تا اطلاع ثانوی خسته ام”

مشق شب :
واسه کسى بمیر ، که واست تب کنه !
“هزار بار – تا آخر عمر”


کاش میشد صداها رو هم کنار عکساشون قاب کرد روی دیوار…


سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی … او از نژاد جاده باشد و رفتنی
آری روزها گذشت ؛ همان شد : او رفت و من شکستم…


مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم اما تا دلت بخواهد همدرد دارد داغِ تمامِ نوشته هایم…


این روزها پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم…


کاش میان خستگی هایم یکی آهسته می گفت: “خسته نباشی”


گاهی میرسه که دیگه از خدا نه پول میخوای نه خونه میخوای و نه … !
یه موقع هایی هست فقط یه دل خوش میخوای !
فقط یه دل خوش …


زندگی نوشتنی زیاد داره اما گاهی هیچی پیدا نمی کن بنویسی جز … سکوت …


می خواستم بمانم ، رفتم …
می خواستم بروم ، ماندم …
نه رفتن مهم بود و نه ماندن ؛ مهم من بودم که نبودم …


چشمانم را به نابینایی میفروشم تا کسی را که دوست دارم با دیگری نبینم …


ارسال نظر برای این مطلب

این نظر توسط از ياد رفته در تاریخ 1391/9/6 و 8:31 دقیقه ارسال شده است

حرف دل منو زدي ولي خيلي دير


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


آمار سایت

آمار مطالب
کل مطالب : 134
کل نظرات : 47


آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 78

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 21
باردید دیروز : 79
گوگل امروز : 0
گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 118
بازدید ماه : 118
بازدید سال : 118
بازدید کلی : 81,488

کدهای اختصاصی

پشتیبانی

RSS


Powered By
Rozblog.Com

Translate : Tem98.Ir

لینکدونی

از ما حمایت کنید
به anamisiha1 امتیاز دهید